در کوچه های عشقم بازم تو را میگردم
بازم تو را که هر شب در خواب با تو بودم
در کوچه های عشقم بوی تو را میخواهم
بوی تو را که حالا در همه جا پیچیده
در کوچه های عشقم دیگر صداقتی نیست
دیگر صداقتی که معنا ندارد حتی
در کوچه های عشقم دیگر صدای پا نیست
صدای پای هیچ رهگذر چرا نیست؟
در کوچه های عشقم دیگر جایی ندارم
دیگر جایی؟ حتی راهی ندارم
در کوچه های عشقم دیگر پرنده ای نیست
پرنده های اینجا کوچ کردند و رفتند
در کوچه های عشقم راه تو را می بینم
راه تو که من هم روزی کنارت بودم
در کوچه های عشقم شعر تو را می خوانم
شعر تو را که با جان من با دلم سرودم
در کوچه های عشقم دیگر راهی ندارم
دیگر راهی؟ حتی نایی ندارم
در کوچه های عشقم دیگر قلبی ندارم
قلبی که تنها عشق تو را فقط خواست
در کوچه های عشقم وفا نداره این قلب
وفای اندک تو دیگر دوای من نیست
در کوچه های عشقم با تو بودن یا نبودن
این قلب خسته ی من دیگر شوقی ندارد
در کوچه های عشقم نبضم صدا ندارد
ادم مرده که نبضی ندارد؟
در کوچه های عشقم دیگر یاری ندارم
اری دیگر تنهایم من نامی ندارم
در کوچه های عشقم نگاه تو در یادم نمی ره از کنارم
اون نگاه سردت که حتی اشکی ندارد


